سخنی از حاج محمد ابراهیم همت(سردار خیبر)

زمانی بازرگان برچسب چریک فدایی را زد،

و زمانی بنی صدر برچسب منافق را،

هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتم برچسب بارانمان کردند،

حالا روزی ده برچسب دشت می کنیم،



اما عزیزان من دلسرد نباشید؛ حاشا بچه بسیجی میدان را خالی کند.

اینجا بـیـت رهــبری است

اینجا بـیـت رهــبری است
روبروی هم. تکیه بر تخت!


وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ،
پیشگامان پیشگام!، آنها مقربانند، در باغهای پر نعمت بهشتند،
.
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِین، وَقَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ، عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ
گروه كثیری از امتهای نخستین، و اندكی از امت آخرین!،
بر تختهائی كه صف كشیده و به هم پیوسته است قرار دارند.
..
مُتَّكِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِین؛
در حالی كه بر آن تكیه كرده و روبروی یكدیگرند...

سرخي خون

خواهــ ــرم سرخــ ـــی خونــ ــم را بـــ ــه سیاهـ ــــی چـــ ــادرت بخشیــــ ــدم....



«حاج محمد ابراهیم همت»

سردارترین «بی سر» وطن

آری حاج همت!!!
تفاوت من و تو در این است كه...........
تو سردارترین «بی سر» وطن هستی!!!
و من!!!!!
بی سر و پا ترین «سر»دار وطن!!!